چرا جدال؟
الف - احاديث در نكوهش جدال و ستيز در بحث
خداوند متعال از زبان پيامبر اكرم (صلّى الله عليه وآله) و امامان (عليهم السلام) شدت حرمت و ممنوعيت جدال و ستيز و درگيريهائى را - كه فاقد هدف الهى و علمى است - به مردم اعلام فرموده است:
پيامبر اكرم (صلّى الله عليه وآله) فرمود: «با برادر ايمانى خود به جدال و ستيز برنخيز، و با او مزاح و شوخى مكن، و وعده اى را كه به آن وفا نمى كنى با او در ميان نگذار» (215).
و نيز فرمود: «اگر كسى از ستيز و جدال خوددارى كند، و با وجود اينكه خود را ذيحق مىداند از درگيرى در سخن صرف نظر نمايد، خانه و سراى آرام بخشى در قله هاى رفيع بهشت براى او بناء و مهيا مىگردد. و اگر كسى از جدال خوددارى نمايد - حتى در حاليكه حق با او نيست و ياوه مىگويد - براى او سرائى در كرانه و پيرامون و يا ميانه بهشت بنا مىشود» (216).
و همو فرمود: «جدال و ستيزه جوئى را كنار بگذاريد؛ زيرا حكمت آنرا بازنمى يابى، و نيز از فتنه و آشوب و آفات آن در امان نمى مانى» (217). (يعنى هيچكس حكمتى را از لابلاى جدال و ستيزه جوئى به دست نياورده و نيز از آفات آن درامان نمانده است).
ام سلمه (همسر رسول اكرم (صلّى الله عليه وآله))گفت: كه آنحضرت فرمود: «نخستين پيمانى كه خداوند متعال با من منعقد ساخت، و (مرا از آن نهى فرمود) - پس از نهى از پرستش بت ها و شرب خمر - همان درگيرى و ستيز با مردم است (218). (يعنى خداوند با من پيمان بست كه به ترتيب، بت پرستى و شرب خمر ننمايم و با مردم نزاع نكنم).
و فرمود: «فقط گروه و جامعه اى دچار گمرهى و سرگشتگى مىشوند كه جدال و ستيز ميان آنها راه يافته است، و علت اساسى گمراهى آنها وجود حالت ستيزه جوئى در ميان آنان است» (219).
و نيز گفت: «هيچ بنده اى از بندگان خدا به تكميل حقيقت ايمان خود توفيق نمى يابد مگر آنگاه - كه با وجود ذيحق بودن - دست از نزاع و درگيرى (و خودنمائى) بردارد» (220).
امام صادق (عليه السلام) فرمود: «جدال و ستيزه جوئى، يك بيمارى پنهان و غدارى مىباشد. در انسان، هيچ خصلتى بدتر از آن وجود ندارد. ستيزه جوئى، مشخص خوى ابليس و نسبت او است. هيچ فردى در هيچ حالتى گرفتار آن نمى گردد مگر كسى كه از خودشناسى و مردم شناسى بى بهره، و از شناخت حقايق دين، محروم است» (221). (اينگونه افراد كه گرفتار خودباختگى هستند، و ارج و پايه انسانى خويش را نمى شناسند و از مردم شناسى نيز بى بهره اند و فاقد احساس وابستگى با تعاليم و حقايق دينى مىباشند، ستيزه جوئى و درگيرى با مردم را پيشه خود ساخته و بدون آنكه از اين نزاعها و خودنمائيها بهره اى را عائد خويش و يا ديگران نمايند، موجبات رنج و آزار و پريشانى روانى خود و ديگران را فراهم مىآورند، و مآلا، جامعه اى كه با اينگونه ستيزه جوئى فرم يافته است دستخوش هرج و مرج مىگردد. چنين جامعه اى نه تنها راهى فراسوى آن براى سازندگى باز نمى شود؛ بلكه سرگشتگى و سراسيمگى و بالاخره انحطاط و نابودى، آنرا تهديد مىكند).
گويند: شخصى به امام حسين (عليه السلام) عرض كرد: بنشين تا با هم در مسائل مربوط به دين مناظره كنيم. حضرت فرمود: فلانى ! من در دين و آئين خود با بصيرت هستم و راه هدايت براى من مكشوف و روشن است. اگر تو درباره ديندارى و آئين خويش، از نادانى و بى اطلاعى رنج ميبرى ! برو كاوش و جستجو كن. (شئون انسانى و معنوى من اجازه نمى دهد كه دست اندر كار جدال و ستيز گردم) مرا با جدال چه كار است به هوش باش كه شيطان، آدمى را وسوسه مىكند و با سخنهاى در گوشى با انسان، به نجوى و رازگوئى مشغول مىشود و مىگويد: از جدال و ستيز دريغ مكن، با مردم مناظره كن؛ چون ممكن است (كناره گيرى و چشم پوشى از آن) اين تصور را در مردم به وجود آورد كه تو از لحاظ بينش دينى، عاجز و ناتوان، و گرفتار جهل و نادانى هستى».
این وبلاگ درنظر دارد درحد توان خویش مطالب مذهبی ,شهداء،احادیث را ازمنابع مطمئن به شما دوستداران وعاشقان اهلبیت عصمت وطهارت عرضه نماید، انشاءالله الرحمن مقبول افتد .