شهادت امام عسگری (ع)به ساحت مقدس آقا امام زمان (ع) ودوستداران اهلبیت عصمت وطهارت (س)تسلیت باد.

یا بقیة الله آجرک الله

 

محمدرضا طاهري

شب شهادت امام عسكري -سال86

مرثيه 1 Play Download
مرثيه 2 Play Download
مرثيه 3 Play Download
مرثيه 4 Play Download

 

 

بيان
در فصل شهادتت خزانم
گفتن ز غمت نمي‌توانم
آهنگ غريبي تو مولا
آتش شده پاي استخوانم
تنها نه به اشك اكتفايي
از ديده سرشك خون روانم
تو ابن غريب، ابا الغريبي
از داغ تو نيمه گشته جانم
در خانه‌ و خانه همچو زندان
مظلوم‌‌ترين تو را بخوانم
آزاد شده ز جورِ دشمن
با زهر جفا، غمت بدانم
فرزند تو هم غريب چون توست
اي سوخته بينِ آشيانم
اين ناله كه مانده بين سينه
باشد به فدايت اي بيانم

عهد
مي‌خوام امشب دلم و رها كنم
دل و همراهِ كبوترا كنم
اون و با غصه‌ها آشنا كنم
دلم و عازم سامرا كنم
به سرم زده هواي ديگري
تا بشم زائرِ كوي عسگري
*  *  *
خدا امشب شبِ ماتمِ همه است
شبِ نجوا و دعا و زمزمه است
مهدي صاحب زمان يتيم مي‌شه
شب غصه‌‌هاي عشقِ فاطمه است
مي‌خوام امشب با دلم عهدي كنم
با سرشكم كمكِ مهدي كنم
*  *  *
بگم آقاجون غريبي مي‌دونم
امشب و دل بي شكيبي مي‌دونم
گريه‌ دردِ تو رو درمون مي‌كنه
تو كه بر دردا طبيبي مي‌دونم
خدا امشب عقده‌م و وا مي‌كنم
ياريِ يوسفِ زهرا مي‌كنم

قاب
اي كه چون شمع به پيشِ نظرم آب شدي
اي پدر جان تو بگو بهرِ چه بي تاب شدي
مگر از دستِ عدو زهرِ جفا نوشيدي
در ميانِ شبِ ماتم زده مهتاب شدي
اي كه از سوز عطش در برِ من مي‌سوزي
گشتي خاموش مگر تشنه تو سيراب شدي
بسكه پيچيده‌اي از درد در اين حجره‌ي سرد
روي دستِ پسرت اي پدرم خواب شدي
ديدم آن لحظه ز من روي چو برگرداندي
خون به لب داشتي و مَحرَمِ خوناب شدي
اي خداوند، قسم بر تو يتيمي سخت است
عاقبت نام من از چوبِ غمش قاب شدي
پدرم مهديِ گريانِ تو تنها و غريب
در جهان ماند ولي گوهرِِ كميّاب شدي

يتيم
نشسته در كنارِ من، گل زيباي شيدايي
به طفلي با نواهاي يتيمي گرمِ غوغايي
ز زهري خورده‌ام سيلي، كه رخسارم شده نيلي
ببين چون مادرم زهرا، شده رويم تماشايي
به سنّ‌ كودكي گشتي تو شاهد ظلمِ دشمن را
غريبيِ تو در يادم، كه بعد از من تو تنهايي
روي از ديده‌‌ي مردم، به غيبت مي‌كني منزل
تو رمزِ چارده نوري، تو مهدي مرحمِ مايي
همين مردم كه زهرِ كين به كامِ خسته‌ام كردند
زماني ذكرشان گردد، چرا مهدي نمي‌آيي
به فصلِ انتظارِ تو اسيرِ خاك مي‌گردند
خيالِ عاشقان تو، شود معراجِ رويايي
قيامت مي‌كند هرجا، قيامت اي عزادارم
ز عشق و شور مي‌سازي جهاني غرقِ زيبايي
مسيرِ ذوالفقار تو مدينه، كربلا تا شام
تويي كه وارث خونِ حسين و حقِ زهرايي